سلام

اینجانب به وسیله ی یکی از دوستان عزیزم در خارج از نت به یک بازی بسیااااااااار بسیااااااار جالب دعوت شدم!

اما تصمیم گرفتم این بازی رو به وبلاگ و دوستان نتی ام بکشونم!

این بازی به این صورته که یک نفر یک شعری رو از اول تا آخرش می نویسه بعد نفر بعدی باید آخرین حرف ِآخرین مصرع اون شعرو بگیره و شعری رو کنه که حرف اول ِ مصرع اولش با حرف آخر ِ مصرع آخر اون شعره یکی باشه! 

 مثل مشاعره می مونه با این تفاوت که به جای یک بیت یک شعر کامل می نویسیم!!

 

شعرم حتما نباید از خودمون باشه!!

 

اما شعری که من برای بازی انتخاب کردم ، اینه:

«خاطره ای در درونم است»

خاطره ای در درونم است

چون سنگی سپید درون چاهی

سرستیز با آن ندارم ، توانش را نیز

برایم شادی است و اندوه

در چشمانم خیره شود اگر کسی

آنرا خواهد دید

غمگین تر از آنی خواهد شد

که داستانی اندوه زا شنیده است.

می دانم خدایان انسان را

بدل به شیئی می کنند ، بی آنکه روح را از او بگیرند

تو نیز بدل به سنگی شده ای در درون من

تا اندوه را جاودانه سازی...

آنا آخماتووا

من هم به رسم این بازی جالب ، این دوستانم رو دعوت می کنم(حداکثر دو تا !):

1.سمیرا جونم به تلافی شعری که ازش دزدیده بودم!:

 http://panah214.blogfa.com/

2.روخونه کوچولو که مجبور بشه آپ کنه!:

http://tebyan.net/Weblog/smallriver/index.aspx

همین الآن بهم خبر رسید که حداکثر سه تا می تونم دعوت کنم نه دو تا! پــــــس:

3. مهراوه ی عزیزم که خیلی دلم می خواست همون موقع دعوتش کنم!:

                                      http://mehraaaaveh.blogfa.com/
 

يکشنبه 31 3 1388
X